تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - ای روزگار بی وفا بـه من نگاه نـکن برو - مینا تقی پور
 
ای روزگــــار بــی وفـا بـه مـن نگـاه نـکن بـرو
آتیش به هستی ام زدی صدا نزن اسم منو

روزای خـوبتـم ببـر یه جای دورو بی صدا
جمع کن و از اینجا برو به آشیون بی پناه 

قسمت من هیچی نبود توو راه سخت زندگی
بـسـه دیـگـه خفـه شـدم از ایـن همه آلـودگی

تا می دیدی یه کفتری می خواد یه دونه بخوره 
طـوفــان می کـردی تـا همـه دونه هارو باد ببره

یه روز نشد یه عاشقی تا آخره عشق بمونه
مثل رفیـق نیمه راه  پــَرش می دادی تا بِــره

چشمام و بردارو برو به درد من نمی خوره
اونیکه باید ببینم گذاشـتـی تنـهایـی بــِـره

برو و دیگه برنگرد، هرچی شنیدی بر نگرد
برو و با چشمای من دور و وره خودت بگرد

اگه یه روز سرکشیدی اون بالاها تو آسمون
یا که اگـه خدا بخواد مُردی و رفتی کهکشون

اون نامه رو که دزدیدی میدی به شاه جمعه ها
بلنـد بلنـد بهـش میـگی سـلام گـل ستـاره ها

مینا تقی پور




نوع مطلب : مینا تقی پور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :