عصر شکوفایی آفتاب در گیلاس
و چهره‌ای که از عقوبت عشق می‌آمد 
تا مصادف تنهایی جهان باشد
شباهت هیچ با زیبایی.  
می‌بینم از بالای تاریکی 
صداهای کوچکی در محور تقارن
نظام‌های انتزاعی رنج را تکرار می‌کنند.
کسی به اولویت مرگ اجرای دایره‌ای را  محو می‌بازد.
و نام فرشته‌ای از حروف باستانی اندوه   
                                              می‌ریزد     
                                                   در تبسم عصر.
من با آفتاب پیوسته‌ام 
آن‌چنان که دقیقه‌های مذهبی رنگ 
در سر انگشتانم 
بی نشانی اشباح را از چهره‌ای به چهره‌ای دیگر
تصویر می‌کنند.

آزاده حسینی




نوع مطلب : آزاده حسینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو